تبليغاتX
رخشید 1

رخشید 1

چند همسری (9)

بررسی حقوقی

در ارتباط با بررسی حقوقی چند همسری در ایران قوانین آنقدر گنگ بود و شاید نانوشته که نتوانستم طبق مطالب حقوقی پیشین با اشاره به بند و مواد قانون اساسی به آن بپردازم خود چند همسری به صورت واضح که مرد می تواند چهار زن داشته باشد نیست ولی بحث اجازه همسر است یا مثلا در قانون ارث آمده خلاصه کلام اینکه به اینترنت متوسل شدم و نظرات چند حقوقدان پیرامون این مسئله برای خودم هم به جهت سیر تغییر قانون از قبل از انقلاب و بعد از آن و هم مشخص شدن وضعیت مجازات مرد یا سردفتر در صورت ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول جالب بود لذا تصمیم گرفتم عین نظرات این بزرگواران را بیاورم.

 

زهره ارزنی با اشاره به قانون حمایت خانواده مصوب سال ،۱۳۵۳ گفت: طبق این قانون اگر مردی بدون اجازه همسرش یا دادگاه، زنی را عقد می كرد برای شوهر، عاقد و همسر دوم كه از متاهل بودن مرد آگاه بود مجازات كیفری وجود داشت كه در سال ۶۳ شورای نگهبان مجازات كیفری آنها را غیرشرعی اعلام كرد.

این حقوقدان در خصوص نظر شورای نگهبان درباره ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب سال ،۵۳ اظهار داشت: اگر با توجه به قانون حمایت خانواده به نظر شورای نگهبان در غیرشرعی اعلام كردن مجازات كیفری این ماده نگاه كنیم معتقد می شویم كه بهتر بود این كار صورت نمی گرفت چرا كه این مساله محدودیتی برای مردان در گرایش به ازدواج مجدد ایجاد می كرد.

وی با اشاره به این كه جوامع و شهرهای بزرگ امروزی دیگر پذیرای دو همسری بودن مردان نیستند، افزود: با توجه به این كه جامعه كنونی پذیرای تعدد زوجات نیست و تقویت تك همسری ضرورت دارد بهتر بود محدودیت یا نظارتی بر روی آن صورت می گرفت و مجازات كیفری موجب می شد كه مردها صرفا با پرداخت مبلغی پول و گرفتن شناسنامه المثنی زن دوم نگیرند.

ارزنی افزود: ثبت و عدم ثبت ازدواج در قانون ۱۳۱۰ پیش بینی شده كه مجددا در قانون سال ۷۵ هم آن را پیش بینی كرده اند كه برای عدم ثبت ازدواج دائم مجازات كیفری پیش بینی شده بود.

وی ادامه داد: قانون مجازات اسلامی نیز ناظر بر ازدواج های دائمی است نه موقت. چرا كه از نظر قانونی ازدواج های موقت نیاز به ثبت ندارد. البته معمولا كسانی كه برای به جا آوردن نكاح به دفتر ازدواج مراجعه می كنند آن را ثبت می كنند اما این كار الزامی نیست.

ارزنی با بیان این كه ازدواج موقت از آن نوع ازدواج هایی است كه هیچ كنترلی روی آن نیست، اظهار داشت: الان با وجود این كه مجازات كیفری برداشته شده، مرد باید اجازه همسر اول یا دادگاه را داشته باشد كه عموما بسیاری از افراد این كار را انجام نمی دهند.

وی افزود: اگر سردفتری بدون اجازه همسر اول یا دادگاه عقد مجدد را به جا بیاورد، از آنجایی كه به جز تخلف انتظامی كانون سردفتران هیچ مجازات دیگری برای آنها در نظر گرفته نشده طبیعتا بسیاری از ازدواج های مجدد نیز ممكن است بدون اجازه همسر اول یا دادگاه صورت پذیرد.

این وكیل دادگستری گفت: امروزه می خواهند با كامپیوتری كردن شبكه گسترده ثبت احوال كنترل بیشتری بر اخذ شناسنامه المثنی داشته باشند چرا كه بسیاری از افراد با گرفتن شناسنامه المثنی اقدام به ازدواج مجدد می كنند و سردفتران هم متوجه نمی شوند. پس ثبت احوال باید چاره ای بیندیشد كه تمام ازدواج ها و طلاق های افراد حتی اگر مجددا شناسنامه گرفتند، قید شود.

وی افزود: با كامپیوتری شدن سازمان ثبت احوال حتما از كسانی كه شناسنامه المثنی برایشان صادر می شود تعهدی نیز گرفته می شود كه قبلا ازدواج نكرده باشند كه اگر خلاف آن ثابت شود مجازات و جریمه نقدی دارد؛ همچنین بسیاری از سردفتران وسوسه می شوند تا با گرفتن مبالغ بالا، ازدواج دوم را به ثبت برسانند.

این حقوقدان خاطرنشان كرد: اگر مردان همسر دوم بگیرند مجازاتی ندارد و فقط همسر اول حق طلاق پیدا می كند كه چه بسا مرد هم راضی باشد كه زن اول طلاق بگیرد پس بهتر بود مجازات كیفری این ماده باقی می ماند تا حداقل نظارتی روی آن صورت می گرفت.

عضو كمیسیون حقوق بشر كانون وكلای دادگستری مركز نیز معتقد است: نظر شورای نگهبان درباره ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب۱۳۵۳ كه طبق آن متعاقدین و سردفتران آگاه در مورد ازدواج مجدد بدون اخذ اجازه از دادگاه یا همسر اول مجازات می شدند، سبب شده كه این ماده از قانون حمایت خانواده عملا ضمانت اجرایی خود را از دست بدهد.

 

رزا قراچورلو با اشاره به اولین قانون حمایت خانواده كه در سال ۴۶ تصویب شد، اظهار داشت كه طبق این قانون اگر مردی بخواهد با داشتن زن، همسر دیگری اختیار كند باید حتما از دادگاه اجازه بگیرد و دادگاه در صورت احراز صلاحیت مرد برای اجرای عدالت، اجازه همسرگزینی می دهد؛ قانون حمایت خانواده مصوب ۴۶ تا این حد سختگیری داشت.

وی افزود: ماده ۱۴ این قانون پیش بینی كرده بود كه اگر مردی بدون تحصیل اجازه از همسر خود بخواهد مبادرت به ازدواج دوم كند، به مجازاتی كه در ماده ۵ قانون ازدواج مصوب ۱۳۱۰ مقرر شده، محكوم می شود كه این مجازات ۶ ماه تا ۲ سال حبس تعزیری است.

این حقوقدان افزود: در قانون حمایت خانواده مصوب ۵۳ حمایت بیشتری از زنان شد و ماده ۱۴ آن قانون تبدیل به مواد ۱۶ و ۱۷ شد كه طبق ماده ۱۶ مرد تنها در صورت احراز شرایطی می تواند با وجود داشتن زن، همسر دوم اختیار كند.

وی در ادامه به شروط مقرر برای ازدواج مجدد در قانون حمایت خانواده مصوب ۵۳ اشاره كرد و به ایسنا گفت: شرط اول رضایت همسر اول به ازدواج مجدد مرد است، شرط دوم عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، شرط سوم عدم تمكین زن اول از شوهر، شرط چهارم ابتلای زن به جنون و امراض صعب العلاج كه در ماده ۸ موارد آن مشخص شده است، شرط پنجم محكومیت زن، شرط ششم ابتلای زن به هرگونه اعتیاد، شرط هفتم ترك زندگی خانوادگی از طرف زن، شرط هشتم عقیم بودن زن و آخرین شرط، غایب یا مفقودالاثر شدن زن است كه مهم ترین این شروط همان رضایت همسر اول است. عضو كمیسیون حقوق بشر كانون وكلای دادگستری مركز با اشاره به ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۵۳ اظهار داشت: طبق این ماده، مرد متقاضی ازدواج دوم باید تقاضا نامه ای در دو نسخه به دادگاه تسلیم كند و دلایل ازدواج دوم خود را قید كند كه یك نسخه از تقاضا نامه، ضمن تعیین وقت رسیدگی در دادگاه به همسر اول ابلاغ می شد و ضمنا دادگاه با انجام اقدامات ضروری از زن اول او تحقیق می كرد و توانایی مالی مرد را می سنجید كه آیا مرد می تواند عدالت را اجرا كند یا خیر و در كنار این شرایط، اگر تقاضای مرد طبق ماده ۱۶ قانون سال ۵۳ صحت داشت آن وقت اجازه اختیار كردن همسر جدید را به مرد می داد و این حق را برای همسر اول باقی می گذاشت كه اگر نمی خواهد زن این امر باقی بماند از دادگاه تقاضای طلاق و صدور گواهی عدم امكان سازش كند.

وی افزود: طبق قانون مجازات سابق مردی كه با داشتن همسر و بدون تحصیل اجازه دادگاه و همسر اولش مبادرت به ازدواج می كرد حبس جنحه ای از ۶ ماه تا ۲ سال بود كه قانون مصوب ۵۳ آن را تا یك سال تخفیف داد و از طرفی برای عاقد و سردفتری كه از این مساله آگاه بود مجازات مقرر كرد. 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 7:51  توسط محبوبه مشرقی  | 

چند همسری (8)

دفاع قانونگذار و قانون

 

در مطالب قبل به چند مولفه اجتماعی که در پدیده چند همسری موثر است پرداخته شد بعد از یک وقفه طولانی در این مطلب کوتاه به عامل قانون و قانونگذار به عنوان حامی می پردازم.

 

همانطور که دیدیم مولفه های فرهنگی و اجتماعی و تاریخی زیادی وجود دارد که باعث شده همچنان ما بحث چند همسری را در جامعمون داشته باشیم ولی بدتر از همه این عوامل این است که قانون نه تنها در جهت حمایت از خانواده و کنترل این قضیه آمده بلکه خود موتور محرک شده است که در مطلب پایانی که به عوامل حقوقی پرداخته می شود سیر تغییر قانون در این مورد را خواهید دید.

که در اینجا فقط به ذکر چند نمونه بسنده می کنم تا  نهایتا با جمع آوری مطلب کاملی به بررسی حقوقی بپردازم:

 

چند همسری

در قوانين آورده شده که مرد حق دارد ۴ همسر عقدی داشته باشد و هر ساعتی که خواست زنی را صيغه کند. به نظر من اين هيچ تفاوتی با برده داری ندارد. چون در عمل تعدادی زن را به دور خود جمع کرده و آنها را تحت تسلط خود گرفته است.

يک مرد مسلمان ايرانی هر لحظه که اراده کند می تواند زنی را صيغه کند که زمان آن از يک ساعت تا نود و نه سال متغير است و هيچ آمار دقيقی هم در دست نيست که چند مرد و چه تعداد زن صيغه ای وجود دارد.

با اينکه جامعه بيشتر تمايل دارد که با صيغه، روابط جنسی بين پسران و دختران جوان را در چارچوب قرار دهد اما صيغه بين مردان متأهل حتی در سنين بالا بسيار متداول شده است و قانون هم در اين مورد کاری انجام نمی دهد.

 

قانون ازدواج

بعد از انقلاب اسلامی قانون حمايت از خانواده لغو شد و در نتيجه اوضاع خانواده ها آشفته شد. اما به مرور آن را جرح و تعديل کردند و با اصلاحاتی که بيشتر با دين اسلام منطبق بود، به اجرا گذشتند.

قبلاً در قانون حمايت از خانواده برای مردانی که با وجود داشتن يک همسر، زن ديگری اختيار می کردند، مجازات حبس وجود داشت. ولی بعد از لغو اين قانون اين مجازات نيز حذف شد و قانون با مردی که ازدواج مجدد کرده يا با عاقدی که خطبه عقد را خوانده است، هيچ کاری ندارد.

 

نظر خانم فاطمه عالیا نماینده مجلس شورای اسلامی

خانم فاطمه عاليا، يكی از نمايندگان مجلس هفتم، گفته است كه برای حل مشكل ازدواج، تعدد زوجات يا چند همسری بايد برای مردان آزاد باشد.

قوانين ايران اين اجازه را به مرد می‌دهد كه تا چهار همسر دائمی در عقد خود داشته باشد؛ از نظر شرعی نيز كه نه تنها مشكلی نيست، كه ثواب هم دارد. پس از قبل آزاد بوده و نيازی به آزاد كردن آن نيست.

ناراحتی از اينكه يك زن چگونه می‌تواند به اين راحتی از اعمال تبعيض بر زنان حمايت كند، و كسی هم فكر نكند كه چند همسری از مصاديق نقض حقوق بشر است.

 

جدیدا هم لایحه پیشنهادی دولت به مجلس که پیشنهاد داده رضایت همسر اول برای ازدواج مجدد برداشته شود.

 

در هر صورت اين يک خشونت پنهان در قبال زن است. چون زن از لحظه ای که به عقد مرد در می آيد تحت اين فشار روحی قرار می گيرد که ممکن است همسرش زمانی تصميم بگيرد که زن ديگری را جايگزين او کند و حاصل زحمات تمام سالهای عمرش بر باد برود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 9:7  توسط محبوبه مشرقی  | 

امروز 28 مرداد است و کودتای معروف 28 مرداد و سقوط دولت مصدق که یکی از بزرگ مردان تاریخ ایران می باشد می خواستم مطلبی تحت این عنوان داشته باشم ولی طولانی می شد و تصمیم گرفتم سایت زندگی، کار و پیکار دکتر مصدق را معرفی کنم که اطلاعات بسیار کاملی را در آنجا می توانید بیابید.

 

چند همسری (7)

وابستگی مالی زن به مرد

 

 

البته در مطلبی تحت عنوان اشتغال به تبعیض علیه زنان در خصوص اشتغال در ایران از جنبه های مختلف پرداخته شد لذا در این مطلب صرفا به موضوع استقلال مالی زن و تاثیر آن در خانواده می پردازم پرواضح است که خانواده در ایران و جوامع سنتی نظیر ما کارکردهای متعددی دارد و یکی از مهمترین نهادهای اجتماعیست خانواده کوچکترین واحد اقتصادی است که غالبا و خصوصا در شهرها پدر تامین کننده معاش کل خانواده است که نشان از وابستگی اقتصادی زن به مرد دارد که پایه اصلی تقسیم کاریست که در ایران به چشم می خورد. ( کار خانگی زن و کار اجتماعی مرد )

مرد رئیس ، نان آور و سرپرست خانواده است و زن وظیفه انجام کار خانگی، تولید مثل و رفع نیازهای جنسی و تامین آسایش روحی مرد و مراقبت از فرزندان را دارد که قطعا این تقسیم کار خود سرآغاز بسیاری تفکرات و فرهنگ هایی است که در حال حاضر به عنوان واقعیات زندگیمون همراه ما هستند که حتی زنان که شاغل هستند هم از این نابرابری اقتصادی رنج می برند ضمن اینکه اکثرا باید از وظایف سنتی خانوادگی نیز تبعیت کنند و همچنان کلیه کار منزل و ... را به دوش گیرند. ضمن اینکه تبعیض جنسی کار به خانواده محدود نمی شود و در اجتماع نیز همانطور که قبلا مفصلا پرداخته شده تبعیض جنسی کار وجود دارد. بسیاری از مشاغل ساده و کم درآمد به زنان واگذار می شود مشاغل تعریف زنانه و مردانه دارند و لذا هر گونه شغلی را زن نمی تواند داشته باشد و برای استخدام اولويت با مردان است و يا چون در اسلام زنان حق ولايت ندارند پست های کليدی و رياست به آنان داده نمی شود و از زنان به عنوان چرخ پنجم استفاده می شود و کاری که مسئوليت عمده را دارا باشد به زنان داده نمی شود و ... لذا  تقسیم جنسی و نابرابر كار چه در درون خانواده و چه در اجتماعی وابستگی اقتصادی زن را به مرد به یک مساله جدی بدل کرده که در ازدواجها نقش برجسته ای دارد چه در بحث انتخاب و معیارها و چه در ادامه زندگی که گویا زن با ارائه خدمات و در اختیار دادن دائمی خود برای زندگی تامین معاش می کند و همین وابستگی مالی و مشکلات زن در جامعه و نبود قوانین حمایت از خانواده باعث می شود که در خیلی از موارد زن مجبور به ادامه زندگیست خیلی از زنانی که تن به زن دوم بودن می دهند یا اصلا اطلاعی از ازدواج اول ندارند و یا همین وابستگی مالی و مشکلات زن تنها در ایران باعث می شود بعد از سنین تازگی و طراوت و یا در صورت مطلقه و یا بیوه بودن تن به به ازدواج با مرد زن دار دهند و از آنطرف خیلی از زنان هم باز به همان دلایل حتی اگر متوجه ازدواج دوم مرد در صورت پنهانی بودن شوند سعی می کنند به روی خود نیاورند چرا که راه پس و پیش ندارند و در صورت اشکار بودن هم با آن کنار بیایند.

  

ضمن اینکه گذشته از تمام مسائل فرهنگی که از این تقسیم کار جنسی در خانواده و جامعه نشات می گیرد و سرآغاز تبعیضات دیگر بر علیه زن است ، داشتن ثروت هم به مرد یک قدرت ویژه می دهد که معمولا چنانچه اگر مرد به دليل تحصيلات عالی و دستمزد بالا ثروتمند شده به احتمال زياد تک همسر است. اما اگر مالکيت، ارتباطات سياسی يا به طور مثال فساد مالی منشا اموال اوست "به احتمال زياد با ثروت خود چند زن از سطوح پايين جامعه اختيار می کند.

نظریه پردازان دانشگاه عبری بیت المقدس تحقیقی انجام دادند که خلاصه آن بدینگونه است که برای اين دست از مردان، که تحصيلات و سواد چندانی ندارند ولی ثروت دارند، تعداد فرزند مهم است نه ويژگی های آنها. پس برای اين منظور هر زنی مناسب همسری است و فرآيند گزينش او کم هزينه خواهد بود.

در مقابل، مرد تحصيل کرده خواهان فرزندان "نمونه" است و برای دستيابی به چنين هدفی او بايد در پی همسری از سطوح بالای جامعه باشد. به اين ترتيب داشتن چند همسر "سطح بالا" و تامين مالی آنها بسيار دشوار خواهد بود.

به گفته اين محققين، مردان ثروتمندی که چند همسر دارند ناچارند منابع مالی خود را در بين افراد بيشتری تقسيم کنند که در نتيجه فرزندان آنان از امکان کمتری برای داشتن تحصيلات عالی و تخصص برخوردار می شوند و اين خود زمينه را برای عقب ماندن جامعه فراهم می کند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 9:4  توسط محبوبه مشرقی  | 

چند همسری (6)

نبود روابط جنسی آزاد

 

از دیگر مولفه های اجتماعی که بر پدیده چند همسری تاثیر می گذارد نبود روابط جنسی آزاد بر پایه ضوابط قانونی است. لازم به ذکر است محدودیت روابط جنسی در ایران تنها امری حقوقی نیست بلکه بشدت متاثر از اخلاق و فرهنگ سنتی جامعه است. خصوصا اینکه روابط جنسی خارج از ازدواج ممنوع و از لحاظ فرهنگی به ویژه برای دختران غیر قابل قبول است موجبات زیادی را فراهم می آورد منجمله کاهش سن ازدواج به ویژه برای دختران و نگرانی خانواده ها که مبادا فرزند خصوصا دختر پاکی خود را از دست دهد فشار فزاینده اجتماعی بر جوانان خصوصا زنان جهت ازدواج وارد می کند که در حال حاضر هم می بینیم در شهر های بزرگتر و یا خانواده هایی که آزادی بیشتری در این زمینه ها دارند سن ازدواج بالاتر است ولی در شهرهای کوچک و یا خانواده های سنتی معمولا ازدواج در سنین پایین تر است ولو با وجود مشکلات مالی که قطعا در این شرایط زن و مرد شانس آشنایی بیشتر قبل از ازدواج را ندارند، آشنایی از جنس مخالف قبل از ازدواج خیلی محدود است ضمن اینکه ازدواج در سن پایین معمولا با شناخت کافی نیست حتی در خیلی موارد فرد خودش را هم درست نمی شناسد و بعد از ازدواج ممکن است تحولات زیادی در شخصیتش رخ دهد که باب طبع دیگری نیست فلذا در خیلی از موارد موجبات نارضایتی زوجین بعد از ازدواج فراهم می آید که نارضایتی همانطور که در مطالب قبلی هم به آنها اشاره شد یکی از زمینه های بروز چند همسریست. ضمنا ناچارم به موضوع دیگری بپردازم که بسیار مهم است ولی ابتدا از دوستانم معذرت می خواهم بحث "س ک س" است که در فرهنگ جامعه تابو بوده و درباره آن هیچگونه آموزشی در خانواده، مدارس و رسانه های عمومی وجود ندارد بماند که دایما به دختران گوشزد می شود که پاکی خویش را حفظ کرده و مراقب باشند فریب مدران را نخورند که این مجموعه که بسیار خلاصه نوشتم باعث می شود اکثر زوجین ایرانی در این رابطه مشکل دارند پدیده ای به نام سردی در زنان ایرانی از موارد دیگر است که این نارضایتی یکی از مهمترین دلایلی است که مرد که طبق عرف و قانون و شرع حقوق ویژه دارد به فکر روابط پنهانی و یا ازدواج مجدد در دو فرم موقت و دائم می افتد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 8:28  توسط محبوبه مشرقی  | 

چند همسری (5)

 

دید و نگرش اجتماعی نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده

 

خانواده یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین نهادهای اجتماعیست و نقش آن در هیچ جامعه ای پوشیده نیست. قطعا انسان از زندگی خانوادگی توقع عشق و آرامش و شور دارد که در کشور ما در اوایل ازدواج دیده می شود ولی به مرور کمرنگ می شود و اصطلاحا زندگی یکنواخت شده و می بینیم و یا مواجهیم و یا می شنویم  جملاتی از این دست که دیگه از ما گذشته این چیزا مال اول ازدواجه یا دیگه بعد پنج سال حرفی با هم نداریم و حتی عبارت مصطلح دیگری دیگه بعد از پانزده شانزده سال شدیم خواهر و برادر خب حالا این سوال پیش میاد که آیا نیاز به شور و عشق سن داره و یا هم صحبتی و ... نیازهایی است که انسان از دست می دهد واقعیت اینست که نه این نیاز وجود دارد بعضی فراموشش می کنند و پژمرده می شوند و بعضی از افراد آن را در روابط پنهانی و بعضی در ازدواج دیگری (با اطلاع یا بدون اطلاع و یا با جدایی و یا بدون جدایی از همسر اول) جستجو می کنند اين است که حتی بسياری از افراد فقير هم به چندهمسری رو ميآورند. اما اين روابط پنهانی يا ازدواج مجدد هم معمولا به نتيجه قبلی منجر ميشود. که نشان می دهد مشکل چیز دیگری است و باید از ریشه حل شود و به رابطه زناشويی موجود عمق بخشيد و شاید یکی از دلایلی که افراد با تحصیلات و سطح فرهنگ بالاتر کمتر ازدواج مجدد ميکنند نيز اين است که آنها بهتر ميتوانند با اين مساله برخوردمی کنند.

 

متاسفانه در ایران ازدواج یک عادت و یا به عبارتی یک خصلت اجباریست یعنی چی ؟ خانواده در واقع نهادی است که نه صرفا بر پایه عشق ، بلکه بر پایه کارکرد و وظایف متعدد آن بنا شده و گویی یک وظیفه اجتماعیست سن دارد و تکالیف و وظایف و مراحل آن از پیش تعریف شده است. اصلی ترین نهاد مشروع برای پاسخگویی به نیاز جنسی، اصلی‌ترین نهاد حقوقی حفظ مالكیت و انتقال ارث و همچنین مهمترین نهادی است كه وظیفه پرورش‌ اجتماعی كودك را برعهده دارد. از سوی دیگر خانواده در این جامعه دستگاه ایدئولوژیك نیرومندی است كه اخلاق جمعی و هنجارهای

اجتماعی را به افراد یاد داده و آنها را مشروع می‌كند.

 

وهمه اینها باعث تحکیم خانواده پدرسالار در ایران می شود. که خود باعث تحکیم فرهنگ استبدادی هم خواهد شد به عبارتی استبداد در ایران صرفا پدیده سیاسی نیست که از بالا به پایین منتقل گردد بلکه استبداد مجموعه‌ای از روابط و فرهنگ آمرانه است كه در كل جامعه ریشه داشته و از پایین به بالا نیز بازتولید می‌گردد که اگر بخواهم به تفصیل آن بپردازم بحث به درازا می کشد در خانواده که انهمه وظایف مهم دارد و نهاد کوچک و اما تاثیر گذار است مرد بر زن و هر دو بر کودک و برادر بر خواهر و .... تسلط دارد تعاریفمان از فرزند خوب و بد کاملا از دید ایدئولوژی گرایانه ما است و ... در واقع فرهنگ استبدادی بدین ترتیب درونی شده و فرد درمی‌یابد كه یا باید آمر باشد و یا مامور.

 

با توجه به این شرایط فرد می بایست در نهادی قرار گیرد و به واسطه آن هویت پیدا می کند می بینیم بسیاری از افراد تا زمانی که تشکیل خانواده نداده اند خود را کامل نمی دانند و یا اصطلاحات دختر و پسر عزب هم ناشی از این نگرش است و اما غرض از این همه صحبت این بود که در چنین شرایطی تشکیل خانواده بیشتر یک وظیفه بشمار می رود که انبوه ملاحظات غیر فردی خصوصا برای زنان در آن نقش دارد و حتی بی تعارف بگویم گریز از ازدواج کردن بلحاظ روانی دشوار است و این نوع تشکیل خانواده دادن دو تاثیر مهم در بحث چند همسری خواهد داشت.

 

1-           در چنین شرایطی عشق و تفاهم بسختی شکل می گیرد و دست کم به ندرت به عنوان عامل اصلی حفظ پیوندها به شمار می رود. و قطعا میزان نابرابری و درک لذت ها از زندگی زناشویی برحسب موقعیت های فردی و اجتماعی و شهری و روستایی بودن و مذهبی یا غیر مذهبی بودن ، سنتی یا غیر سنتی بودن و فقیر و غنی بودن متغیرهای مهمی هستند. لذا همانطور که در شروع بحث گفتم فرد برای فرار از محدودیت ها ی ناشی از نهاد خانواده و به نوعی یافتن شور و عشق به دنبال راه های دیگری است زنان که خب اصلا برای خودشان این حق را قائل نیستند و خیلی از تعاریف را کاملا طبیعی می دانند و حتی خود در رواج آن موثرند چرا که هیچ دید و شناختی از دنیای دیگر که دارای حقوق فردی باشند ندارند اکثریت زنان در ایران تجربه زندگی فردی ندارند ولی در ارتباط با اقایون قضیه فرق می کند و عده ای راه فرار را در ازدواج مجدد می بینند چرا که اشکال را از زندگی فعلی می دانند و پایان یافتن این نوع نگرش به ازدواج مستلزم زمان بسیاریست چرا که هم با مذهب آمیخته شده و هم با شرایط سیاسی جامعه.

البته در حال حاضر با کم شدن تعداد فرزندان و شیوع فرزندسالاری در خانواده کمی وضعیت رو به تغییر هست.

 

2-        در چنین شرایطی خصلت اجباری خانواده به آن دوام بیشتری داده و به زبان دیگر جدایی خصوصا برای زنان امری هراسناک است که در مطلبی به این موضوع می پردازم فقط این نکته مطرح می شود که در جامعه ما پایین بودن طلاق معیار سلامت خانواده ها نیست و شاید خیلی از زندگیها بر خلاف میل طرفین ادمه پیدا می کند و باز هم می تواند عاملی برای گرایش مرد به ازدواج مجدد باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 15:51  توسط محبوبه مشرقی  | 

چند همسری (4)

 

همانطور که در مقدمه مطلب اول عنوان شد بعد از بررسی پیش زمینه های فرهنگی و تاریخی و شرعی در خصوص چند همسری در جامعه به مولفه های اجتماعی که بر رواج بودن این قضیه تاثیرگذار است می پردازیم. شخصا مولفه های زیر به ذهنم رسید و به طور اجمالی به بررسی آنها پرداختم:

1- نبود ازدواج بر مبنای انتخاب آزاد.

2-  دید و نگاه اجتماع نسبت به ازدواج

3- نبود روابط جنسی آزاد

4- وابستگی مالی زن به مرد

5- فرهنگ و طبقه اجتماعی

6- دفاع قانونگذار و حمایت قانون

7- مشکل بودن طلاق

 

نبود ازدواج بر مبنای انتخاب آزاد

 

متاسفانه هنوز هم در جامعه ما ازدواجی که بر پایه انتخاب آزاد باشد در نگاه اکثریت پذیرفته نیست و بیشتر ازدواجها خصوصا در شهرهای کوچک و روستاها با تحمیل و بر اساس انتخاب خانواده صورت می گیرد که خود جلوه دیگری از اخلاقیات پدرسالار در جامعه است.

ضمن اینکه نه تنها دخالتها در امر انتخاب وجود دارد بلکه دخالت پدران و مادران در تصمیم گیریها و اختلافات و ... نیز ادامه خواهد داشت که در ایران با روابط غیر صمیمانه معمولا عروس و مادرشوهر و یا داماد و پدر زن خود را نشان می دهند. که البته دخالت بعد از ازدواج عموما از طرف خانواده شوهر است که خود جداگانه حق آب و گل برای ریاست ، تصمیم گیری و و یا نصیحت و ارشاد و امر ونهی قائلند و اما این امور اجتماعی چه تاثیری می توانند بر بحث چند همسری داشته باشند:

برای نمونه موارد زیادی است که دختر و یا پسر خود به کس دیگری علاقه مند بوده اند که ناگزیر به ازدواج با فرد مورد علاقه خانواده شده اند قطعا اگر به نوعی تفاهم برسند که خب خوب ولی در اینگونه موارد معمولا با کوچکترین مشکلات و نارضایتی در زندگی ناخودآگاه ذهن فرد به کسی که خودش می خواسته با او ازدواج کند می رود و قیاسهای ذهنی شروع می شود و منفی نگری و نیمه خالی لیوان دیدن شروع می شود و گسترش می یابد که دو حالت دارد اگر اختلافات به گوش دیگران رسیده باشد و خانواده ها هم وارد عمل شوند معمولا حفظ زندگی توصیه شده و ممانعت از جدایی می شوند خصوصا خانواده دختر که غالبا سعی می‌كند از طلاق جلوگیری كند و آنرا نوعی بدنامی برای دختر و خود می‌داند. در جامعه ایرانی طلاق نوعی تابو بشمار می‌رود و هنگام جدایی عموما نگاهها متوجه زنان می‌گردد. گویا خطایی از او سر زده و او سبب از هم پاشیده شدن "كانون خانوادگی" است. همچنین ارزش‌ اجتماعی زنان بعد از طلاق )بویژه اگر صاحب بچه باشند( بشدت پایین می‌آید و بعنوان »جنس‌ دست سوم«، كمتر مردی حاضر به ازدواج مجدد با آنها می‌شود. خانواده دختر نیز غالبا از اینكه دختر طلاق گرفته‌شان به خانه پدر و مادر برگردد، احساس‌ شرمساری می‌نماید لذا بدون آنکه فرقی در ماهیت قضیه اتفاق افتاده باشد زندگی ادامه پیدا می کند که اگر دختر محکوم به ازدواج اجباری شده باشد معمولا به سوختن و ساختن و در بعضی موارد خیانت و قتل را می بینیم ولی اگر پسر محکوم به ازدواج اجباری شده باشد و این نارضایتیها ایجاد شده باشد به گزینه یافتن معشوقه مورد علاقه خود فکر می کند و سعی در حفظ او در غالب ازدواج خواهد داشت.

خلاصه کلام اینکه تصمیم گیری و دخالتها باعث سردی زندگی زناشویی زوجین می شود و خود به نوعی باعث می شود بعضی از مردان در فکر استفاده از این امتیاز قانونیشان بر آیند. حتی مواردی را قطعا شنیده اید که فلان مرد با داشتن زنی بسیار خوب و زندگی خیلی خوب از دید بیرونی با زن دیگری بوده است که از دید بیرونی بسیار پایین تر از زن اول می باشد این به خاطر این است که ما صرفا ظاهر قضیه را می بینیم و بدون علت یابی همه مردان را متهم به تنوع طلبی و یا بی وفایی می کنیم در حالیکه خیلی از این موارد دلایل پشت پرده ای دارد که شناخت آنها می تواند در رفع این مشکلات اجتماعی کمک بسیار زیادی داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 8:3  توسط محبوبه مشرقی  | 

 

چند همسری(۳)

 

چند همسری از دید شرع

 

همانطور که می دانیم اکثر قوانین حقوقی ما از شرع متاثر شده اند و تغییر و اصلاح آنها هم باید مطابقت با دستورات شرع داشته باشد لذا لازم دیدم چند همسری از حیث اسلام را به صورت اجمالی بررسی کنم. در قرآن در سوره نساء آیه 3 می خوانیم: «از زنانیكه برای شما حلال و پاكیزه اند و خودتان دیده و پسندیده اید، دو، سه، یا چهار نفر میتوانید تزویج به خود نمایید، اگر بترسید از این كه نتوانید بین زنان بعدالت رفتار كنید در این صورت یك زن بگیرید و بیشتر از یك زن جائز نیست. »

این آیه مستند ترین دلیلی است که چند همسری در اسلام پذیرفته بوده است لیکن بین روشنفکران دینی این آیه تعبیرات مختلفی شده است. منجمله غزالی برآنست كه شرط چند همسری، رعایت عدالت است كه اگر چه بلحاظ مادی قابل تامین است اما به لحاظ معنوی و عاطفی امكان چنین "تقسیم عادلانه ای" وجود ندارد. بنابراین هدف

آیه محدود ساختن و در عمل غیر ممكن ساختن چند همسری است كه در آن زمان وجود داشته است.

متفكران معاصر نیز دركی كم و بیش شبیه به آنچه گفته شد، ارائه میدهند. در مقابل، بسیاری نظیر مطهری نه تنها از حق چند همسری دفاع كرده، بلكه خواهان آنند كه زنان "به كمیسیون حقوق بشر در سازمان ملل پیشنهاد كنند كه تعدد زوجات را در همان شرایط منطقی كه اسلام گفته، به عنوان حقی از حقوق بشر، برسمیت بشناسد و از این راه

بزرگترین خدمت را به جنس زن و به اخلاق بنمایند. همچنین برخی نظیر آیت الله گنجه ای برآنند كه آیه مذكور نه در صدد محدود كردن زوجیت است نه عدم محدودیت آن، بلكه ضرورت رفتار عادلانه را مورد تاكید قرار میدهد كه در مورد امكانپذیری آن جواب واحدی نمیتوان داد.

 

و اما شخصا اینگونه استنباط نمی کنم که این آیه جهت ممنوع کردن چند همسری آمده است چرا که در آن زمان حالا چه به لحاظ فرهنگی چه به لحاظ جنگهای زیاد چه اینکه زنان امکان درآمد زایی نداشتند می بینیم که چهره های شاخص مذهبی همگی زنهای متعددی داشتند و اینگونه نبوده است که با نزول این آیه ازدواج مجدد تمام شده باشد. دوم اینکه اگر قرار بر نهی شدن بود مثل خیلی چیزهای دیگر منجمله شراب حرام اعلام می گردید سوم اینکه من فکر می کنم عدالت به معنای تامین معاش و شرایط مالی بوده و  امکان ندارد در ارتباط با مسائل روحی و عاطفی بتوان کنار آمد چند همسری با عشق طرفینی سازگار نیست و اصلا معنا ندارد که عدالت در عشق و علاقه رعایت شود و خدشه های روحی و روانی در هر صورت به زن وارد می شود لذا من فکر می کنم عدالت در محدوده تامین بوده است و با شرایط عرب آن زمان هم سازگاری داشته چرا که زنان جز با ازدواج تامین نمی شدند و با وجود آن همه جنگ شاید اینگونه به صلاح می رسیده که با گذاشتن این شرط ، مردان آن دوران محدودتر شده و خود را به تامین زنانی که همسری می گزینند ملزم کنند و به هر حال در حال حاضر بر همین اصل در قانون ما اجازه گرفتن چهار زن داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 7:49  توسط محبوبه مشرقی  | 

چند همسری (۲)

باورهای فکری و فرهنگی 

 

در مباحث قبلی من بیشتر به مباحث حقوقی یک قانون تبعیض آمیز می پرداختم  دوستان من را به چالش فرهنگی می کشاندند و واقعیت هم اینست که برای یافتن راه حل برای از بین بردن یک قانون تبعیض آمیز و عرف موجود درجامعه می باست بررسی کرد که چه دلایلی و چه تاریخچه ای و چه نوع تفکری خواهان آن مسئله تبعیض آمیز است آن وقت می توان به دنبال راه حل گشت چرا که اصلاح قانون صرفا یک بعد قضیه است و مادامی که فرهنگ اصلاح نشود ممکن است خیلی موثر واقع نیفتد هر چند این دو بر هم تاثیر گذراند و هرو باید به موازات پیش بروند. لذا در این مطلب می خواهیم ببینیم ورای تاثیر مذهب که جداگانه به آن می پردازم چه تفکری باعث ایجاد و رواج چند همسری می باشد.

 

مهمترین عاملی که می تواند در رواج فرهنگی چون چند همسری موثر واقع شود برخواسته از دید جنس دوم بودن زن است و نا برابر دیدن زن است جدا از دلایل تغییر وضعیت زنان در طول تاریخ که به جد در حال بررسی و مطالعه آن هستم می بینیم که در هر کجا و با درجات و میزان های مختلف زن بعنوان موجودی دست دوم شناخته شده است و انسان کاملی به حساب نمی آمده است و قطعا ایران نیز از این قضیه مستثنا نبوده است . يکی دنده اش را کم می ديده و يکی مغزش را کوچک؛ يکی او را به دليل داشتن احساسات و عواطف عميق فاقد نيروی تصميم گيری و تعقل می ديده و ديگری او را دستخوش کمبود نيروی جنسی می دانسته است. بسياری هم او را، به دليل باروری و توانايی مادر شدن، محکوم به زجری دايمی اما افتخار آميز می ديده اند، و بالاخره بسياری نيز ظرافت فيزيکی او را دليلی بر نابرابر بودن او با مرد پر عضله و قوی هيکل می داستند.

واقعیت غرض از مطرح کردن این مقدمه این بود که با خودم درگیر شده بودم که چگونه است که مثلا در بین زنان و مردانی که با چند همسری مخالفند فرهنگ آن وجود دارد و با مطلبی از سایت فرهنگ گفتگو wwww.farhanggoftego.com)) با قلم خانم شکوه میرزادگی مواجه شدم که تفکر ایشان به من بسیار نزدیک بود و کمک بسیار زیادی به من کرد خلاصه اینکه حقیر پاسخ اصلی آن را در رواج این تفکر باور نسبت به عدم برابری زن و مرد یافتم چرا که با سابقه تاریخی که ما داشتیم یافتم که در فرهنگ ما زن عمیقا برتری مرد را می پذیرد و خودش نیز به خودش دید جنس دومی دارد و همچون انسان کاملی نگاه نمی کند و مرد نیز به زن همچون انسانی برابر و کامل نگاه نکرده و بیشتر به عنوان سرگرمی و تفریح یا خدمتگزار نگاه می کند و خلاصه بگویم برای مثال مادامی که نمونه های  تفکری زیر که نشان از تفوق مرد بر زن را دارد رایج باشد فرهنگ چند همسری در جوهره وجودی ما خواهد بود و تعجب نباید بکنیم وقتی می بینیم و یا می شنویم که در قرن بیست و یکم که زندگی جمعی و قبیله ای و حرمسرا و... وجود ندارد مرد تحصیل کرده ای که شاید هیچ گاه در ذهن خود به چند همسری فکر نمی کرده است بنا به این تفکر جوهری و همچنین شرایط دیگر اجتماعی که بعدا به آنها هم می پردازم به ازدواج مجدد می پردازد.

 

ـ زنانی که قدرت فیزیکی مرد را همچون امتیازی برای گرفتن حقوق بیشتر اجتماعی یا شخصی می پذیرند.

 

ـ کسانی که توانایی طبيعی زن را برای باروری سد راه فعاليت های اجتماعی يا خصوصی و شخصی او می دانند. در حالیکه قدرت باروری زن لازمه ادامه حيات است و اثرات مثبت آن متوجه کل جامعه می شود و در نتيجه، زن بايد که بابت اين توانایی امتيازی اجتماعی هم بگيرد نه اينکه بخاطر آن از يکسو مورد ترحم و دلسوزی قرار گيرد و، از سوی ديگر، راه فعاليت های اجتماعی اش بسته شود.

 

ـ کسانی که حتی زنان متخصص را ماهر نمی دانند و به طور کلی، دانش زنان را جدی نمی گيرند. ما بارها و بارها در ميهمانی ها و مجالس رسمی و غير رسمی شاهد بوده ايم که اگر مرد و زنی هر دو در امر خاصی تخصص داشته باشند اکثراً مردها و حتی برخی از زن ها به مرد مراجعه می کنند.

 

ـ آن هايي که وقتی مردی به همسر يا محبوبش احترام و عشق نشان دهد حيرت شان را با اصطلاحاتی مثل: «مگر اين زن چه دارد؟» مطرح می کنند که در اينجا اغلب منظورشان از اين دارايي زيبايي زن است؛ حال آنکه وقتی زنی به همسر يا معشوقش احترام و علاقه خاص نشان دهد پرسش « مگر اين مرد چه دارد؟» به ثروت های غير فيزيکی مرد برمی گردد. يعنی اينگونه کسان زيبايي را لازمه وجود زن می دانند در حالی که در مورد مرد دارايي و موقعيت های اداری و اجتماعی اوست که برازندگی به حساب می آيد.

 

ـ کسانی که ابراز عشق و علاقه به زنان و احترام به نگاه و نظر آن ها را عيب می دانند و کلماتی مثل «زن ذليل» و «توسری خور» و از اين قبيل را برای او استفاده می کنند

ـ يا زنانی که در هر امری جهت مردان را می گيرند و حق را در هر حالی به آن ها می دهند.

ـ زنانی که برای از بين بردن رابطه بين پسر و برادرشان با زنان مورد علاقه آن ها تلاش می کنند. فراوان اند در جامعه زنانی که اگرچه حتی ممکن است به ظاهر روشنفکر بنظر برسند اما گاه وسايلی فراهم می سازند تا برادر يا پسرشان را متوجه زنانی ديگر کنند. در حالی که مردان کمتر به نفع زنان با يکديگر همدست می شوند. به کلام ديگر، ما معمولاً نمی بينيم که برادری برای اين که از شوهر خواهرش خوشش نمی آيد خواهرش را متوجه مرد يا مردانی ديگر کند. چرا که در ذهن اکثر ما مرد مجاز به داشتن چند زن است (رسمی يا غير رسمی) اما زن چنين اجازه ای ندارد.

ـ همچنين کسانی که به زنان موفق اجتماعی حسادت می کنند و يا می خواهند آن ها را با کلماتی مثل «طرف که زن نيست» از جهان زنان بيرون کنند. و اين در حالی است که همان ها از بزرگ شدن و موفق بودن مردان خوشحال می شوند و از دوستی با آن ها به خود می بالند.

- کسانی که صرفا مرد را نان آور خانه می دانند و دیدشان به زندگی کاملا مادیست و انتظار تامین مالی از مرد و خدمات از زن را دارند  برای مثال وقتی خانم فاطمه عالیا به عنوان نماینده زنان در مجلس ازدواج را وسیله ای برای حمایت مالی از زنان می پندارد وحشتناک است چرا که این نوع تفکر خود سرآغاز عقب افتادگی زنان ، وابستگی زنان به مرد و از همه بدتر دیدی است که اصلا ارزشی یرای عشق و احساس و آرامش و تکامل حاصل از ازدواج قائل نیست و بلکه در این نوع تفکر مرد تکیه گاه و تامین کننده و پشتوانه زن است و در قبال آن زن خدماتی را به شوهرش می دهد این نگاه مادی به زندگی هم توهین به زن و هم توهین به مرد است که متاسفانه این نوع نگرش در جامعه فعلی  جزئی از تفکر زنان و مردان ما است. در این نوع نگاه مرد که توانایی مالی نسبتا خوبی داشته باشد از امتیازات ویژه ای برخوردار است برای مثال چند همسری چرا که حامیان این تفکر با توجیه اینکه توانایی مالیش رو دارد و عدالت را می تواند رعایت کند ( صرفا از نوع مادی )و کم و کاستی برای هیچکدام نمی گذارد و زن دیگری را هم به نان و نوا می رساند صورت مسئله را پاک می کنند ولی به واقع در این نوع تفکر ( با عرض پوزش) تنها یک دلیل اصلی می تواند زن بعدی را توجیه کند و آن هم برآورده ساختن هوا و هوسهای جنسی ( ونه نیازهای جنسی ) یک مرد است چرا که مابقی خدمات و نیازها برآورده می شده است. این چنین است که فلسفه چند همسری نه فقط معنای واقعی زندگی را زیر سوال می برد که جنس مونث را خوار و ذلیل و ارزشی انسانی نیز برای مرد قائل نمی باشد.  این نوع نگرش  نگاه جنسی به زن بخواهد داشت که متاسفانه اين نگاه جوری با زندگی مردم آمِيخته شده است که خود زنان هم با آن همراهی می‌کنند بی‌آنکه خود به آن آگاه باشند.

 

- و یا کسانی که بر این باورند که مرد از نظر جنسی خواهنده تر است، پس حق نظربازی و داشتن ارتباط بيشتر را دارد.

 

ـ کسانی که به زن رشوه می دهند مثل اینکه چون زنان از نظر روحی قویترند با وفاترند و با دادن این رشوه تخلف مردان را توجیه می کنند.

 

- کسانی که برای فرزند ذکور اولویت ویژه ای قائلند و آن را یک افتخار و نداشتن آن را نوعی شکست می دانند.

 

 و لذا مادامی که این باورهای غیر انسانی در ذهن تک تک ما چه زن و چه مرد پاک نگردد فرهنگ چند همسری وجود خواهد داشت قطعا تا زمانی که به فرض ناباروری زن حتی در بین خود زنان یک ضعف بزرگ است ، به برادر و یا پسر خود این حق را می دهیم که زن دیگری بگیرد و تمام نمونه هایی که در بالا مطرح کردم وقتی خود زنان بنا به زیایی و دستپخت و ... به یکدیگر نمره می دهند انتظار می رود که وقتی زنی به هر دلیلی زیبایی خود را از دست بدهد و یا شادابی گذشته را نداشته باشد بیم آن داشته باشد که همسرش دنبال گزینه خوب با ارزش گذاریهای خود آنها باشد و یا اگر به هر دلیلی زن بیماری داشته باشد که از عهده وظایفی که خود نیز به آنها اعتقاد دارد بر نیاید بیم آن را داشته باشد که همسرش به ازدواج مجدد دست بزند. لذا از ذکر نمونه های بالا تعجب نکنید اگر فکر کنید می بینید که واقعا گام اول مبارزه با باورها و تفکرات غلطمان است چه زن و چه مرد و هر کسی می تواند در خلوت خودش به عمق تفکراتش فکر کند و از اصلاح خودش شروع کند درست است که این باورها حداقل به زن ها در طول نسلها غالب گشته ولی باید با آنها مبارزه کرد و هر کدام از ما می توانیم در این میان تاثیر زیادی داشته باشیم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 7:43  توسط محبوبه مشرقی  | 

واقعیت بر اساس سنت ما ایرانیها وقتی عزیزی دارد از بینمان می رود و یا از بین رفته یاد اورا زنده می کنیم من هم تصمیم گرفتم مطلب کوتاهی از سیمین دانشور از اولین زنان رمان نویس ایرانی بگذارم به حق که با خواندن کتاب جزیره سرگردانیش بسیار لذت بردم. به امید اینکه ایشان بهبودی یابند.

ناگفته نماند خوشبحال انسانهایی که در طول زندگیشان همواره برای خودشان و انسانهای دیگر مفید و بعد از فوتشان هم اندیشه ها و یادداشت هایشان یادآور آنها خواهد بود.

 

بانوي داستان نويسي ايران

 

اين بانوي داسان سرا در هشتم ارديبهشت 1300 در شهر شيراز به دنيا آمد. پدرش محمد علي دانشور (احياالسلطنه) بود همان كسي كه سيمين در رمان سووشن به نام دكتر عبداله خان ياد ميكند. احياالسلطنه مردي با فرهنگ و ادب بود و عضو گروه حافظيون كه شب‌هاي جمعه به سر مزار حافظ جمع ميشدند و ياد حافظ را زنده نگه ميداشتند. مادر سيمين قمرالسلطنه نام داشت، بانوي شاعر و هنرمند كه نقاشي را فرزندانش مي‌آموخت سيمين دانشور در مورد مادرش و روز تولدش گله ميكند: ”هميشه و همه جا نام مادر و روز تولدم اشتباه چاپ شده است.“

اين بانوي داستان سرا ار كودكي با ادبيات و هنر توسط مادر و پدرش آشنا شد و در دوره تحصيل به مدرسه مهر آيين شيراز رفت.سپس به تهران آمد و وارد رشته ادبيات دانشگاه تهران و در سال 1329 با دفاع از رساله خود در مورد ” زيبايي شناسي “ موفق به كسب درجه دكترا از اين دانشگاه شد . او يكي از نخستين زناني است كه در ايران دست به قلم برد و در عرصه داستان نويسي بخت خود را آزمود. او در سال 1329 با جلال آل احمد از نويسندگان مطرح ادبيات ايران آشنا شد و ازدواج كرد و تا سال 1348 كه جلال به طور ناگهاني در اسالم نقاب خاك بر چهره پوشيد، با وي همراه بود . دكتر دانشور تا سال 1359 كه به درخواست خود از دانشگاه بازنشست شد به تدريس در دانشگاه هنر و ادبيات مشغول بود. از او مجموعه داستان ها و رمانهايي به چاپ رسيده است كه عبارتند از ” آتش خاموش“ ، شهري چون بهشت“ ، ” به كي سلام كنم“ ، ” سووشون“ و دو جلد از ” جزيره سرگرداني“ ايشان همچنين كتابي به نام”غروب جلال“ دارد كه در آن به مرگ نابهنگام جلال اشاره ميكند. سووشون او يكي از نمونه‌هاي مطرح رمان فارسي است كه تا به حال به شانزده زبان زنده جهان ترجمه شده است. سيمين دانشور در‌باره اين كتاب ميگويد: ” به تازگي در دانشگاه سوربن فرانسه به معرفي اين كتاب پرداخته‌اند و برنامه‌اي براي آن برگزار كرده‌اند.“ سيمين درباره خاطراتش ميگويد: ” تمام خاطراتم را از اول عمر تا به حال نوشته‌ام كه پس از مرگم به چاپ خواهد رسيد“

سازمان ميراث فرهنگي چندي پيش به درخواست خود استاد ، خانه‌اي كه او و جلال آل احمد در آن زندگي مي كردند را ثبت كرده است. سيمين دانشور آرزو دارد پس از مرگ وي اين خانه تبديل به يك كانون فرهنگي براي استفاده هنرمندان ونويسندگان شود. دانشور سرشار از ديد واقع گرا به انسان و هستي ، سرشار از مهر و اعتماد ، نيرومند و خستگي ناپذير ، حضوري جاودان ونمونه در ادبيات ما دارد. سووشون او به شكل نمادين مادر رمان فارسي است ... . حضور ارزش‌گذار او در اين زمانه كه ارزش‌هايمان در گذار و بحران هستند مانند سنگ محك عمل ميكند. درست‌است كه در زمانه‌اي زندگي ميكنيم كه سنت ارزشهايمان اصل اساسي است و به فراسوي نيك ‌و بدها گذار ميكنيم . اما ادبيات سيمين دانشور و حضور او درست مانند يك حافظه تاريخي و فرهنگي ، همواره به ادبيات ما يادآور ميشود: لزوم تن ندادن به حقارتهاي كه با نشان دادن دريچه هايي از اندكي شهرت نويسنده و هنرمند را به ورطه فلاكت و نابودي ميكشانند.

 

منبع: روزنامه آفتاب

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 15:9  توسط محبوبه مشرقی  | 

 چند همسری (۱)

 

در اثنای موضوع قبلی به موضوع چند همسری اشارات بسیاری شد قانونی که به موجب آن مرد می تواند 4 زن دائم و هر تعداد زن موقت را داشته باشد هر چند شاید عرف جامعه در اکثر نقاط کشور چند زنی را مذموم می شمرند ولی این تبعیض و ظلم علیه زنان همچنان در قانون وجود دارد و هنوز موارد زیادی دیده و شنیده می شود که کانون گرم یک خانواده به خاطر این حق قانونی مرد از هم پاشیده است و هنوز حتی در بین نسل جوان ما این دغدغه برای زن ایرانی وجود دارد که مبادا همسرش با کس دیگری ازدواج کند و نهایتا اینکه هنوز هم یک شوخی سرگرم کننده بین مردان بحث سر این موضوع است و جرات و اقتدار آنها و دغدغه بین زنها و محافل خودمانیشان اینکه شلوار شوهرشان دو تا نشود و کاری کنند که همواره تا خرخره زیر بار فشار زندگی باشد خب این موضوع از خیلی جهات فکر مرا به خود مشغول کرد و مرا به تحقیق وا داشت که سعی می کنم به صورت خلاصه در چند مطلب به کمک دوستان به آن بپردازِيم و به نظر حقیر فاجعه‌ی اين فلسفه تنها مربوط به احساسات زنانه و حتی نگرش فمينيستی نمی‌شود؛ بلكه اين موضوع توهينی آشكار به مردها هم هست؛ لااقل به مردهایی که اهل تفکر هستند و اخلاقیات و انسانیت را به اطاعت بی چون و چرای مذهبی و یا عرف اجتماعی جامعه ترجیح می دهند.

در این مطالب به موضوعات زیر به صورت خلاصه و انشاء الله مفید پرداخته شده است:

-          شقوق چند همسری

-          باورهای فکری و فرهنگی که در ایجاد و پذیرش این موضوع تاثیر گذار است.

-          باورهای مذهبی

-          مولفه های اجتماعی در جامعه فعلی که به نوعی تاثیر گذار بر وجود این مسئله هستند.

-          بررسی حقوقی

-