چند همسری (۲)
باورهای فکری و فرهنگی
در مباحث قبلی من بیشتر به مباحث حقوقی یک قانون تبعیض آمیز می پرداختم دوستان من را به چالش فرهنگی می کشاندند و واقعیت هم اینست که برای یافتن راه حل برای از بین بردن یک قانون تبعیض آمیز و عرف موجود درجامعه می باست بررسی کرد که چه دلایلی و چه تاریخچه ای و چه نوع تفکری خواهان آن مسئله تبعیض آمیز است آن وقت می توان به دنبال راه حل گشت چرا که اصلاح قانون صرفا یک بعد قضیه است و مادامی که فرهنگ اصلاح نشود ممکن است خیلی موثر واقع نیفتد هر چند این دو بر هم تاثیر گذراند و هرو باید به موازات پیش بروند. لذا در این مطلب می خواهیم ببینیم ورای تاثیر مذهب که جداگانه به آن می پردازم چه تفکری باعث ایجاد و رواج چند همسری می باشد.
مهمترین عاملی که می تواند در رواج فرهنگی چون چند همسری موثر واقع شود برخواسته از دید جنس دوم بودن زن است و نا برابر دیدن زن است جدا از دلایل تغییر وضعیت زنان در طول تاریخ که به جد در حال بررسی و مطالعه آن هستم می بینیم که در هر کجا و با درجات و میزان های مختلف زن بعنوان موجودی دست دوم شناخته شده است و انسان کاملی به حساب نمی آمده است و قطعا ایران نیز از این قضیه مستثنا نبوده است . يکی دنده اش را کم می ديده و يکی مغزش را کوچک؛ يکی او را به دليل داشتن احساسات و عواطف عميق فاقد نيروی تصميم گيری و تعقل می ديده و ديگری او را دستخوش کمبود نيروی جنسی می دانسته است. بسياری هم او را، به دليل باروری و توانايی مادر شدن، محکوم به زجری دايمی اما افتخار آميز می ديده اند، و بالاخره بسياری نيز ظرافت فيزيکی او را دليلی بر نابرابر بودن او با مرد پر عضله و قوی هيکل می داستند.
واقعیت غرض از مطرح کردن این مقدمه این بود که با خودم درگیر شده بودم که چگونه است که مثلا در بین زنان و مردانی که با چند همسری مخالفند فرهنگ آن وجود دارد و با مطلبی از سایت فرهنگ گفتگو wwww.farhanggoftego.com)) با قلم خانم شکوه میرزادگی مواجه شدم که تفکر ایشان به من بسیار نزدیک بود و کمک بسیار زیادی به من کرد خلاصه اینکه حقیر پاسخ اصلی آن را در رواج این تفکر باور نسبت به عدم برابری زن و مرد یافتم چرا که با سابقه تاریخی که ما داشتیم یافتم که در فرهنگ ما زن عمیقا برتری مرد را می پذیرد و خودش نیز به خودش دید جنس دومی دارد و همچون انسان کاملی نگاه نمی کند و مرد نیز به زن همچون انسانی برابر و کامل نگاه نکرده و بیشتر به عنوان سرگرمی و تفریح یا خدمتگزار نگاه می کند و خلاصه بگویم برای مثال مادامی که نمونه های تفکری زیر که نشان از تفوق مرد بر زن را دارد رایج باشد فرهنگ چند همسری در جوهره وجودی ما خواهد بود و تعجب نباید بکنیم وقتی می بینیم و یا می شنویم که در قرن بیست و یکم که زندگی جمعی و قبیله ای و حرمسرا و... وجود ندارد مرد تحصیل کرده ای که شاید هیچ گاه در ذهن خود به چند همسری فکر نمی کرده است بنا به این تفکر جوهری و همچنین شرایط دیگر اجتماعی که بعدا به آنها هم می پردازم به ازدواج مجدد می پردازد.
ـ زنانی که قدرت فیزیکی مرد را همچون امتیازی برای گرفتن حقوق بیشتر اجتماعی یا شخصی می پذیرند.
ـ کسانی که توانایی طبيعی زن را برای باروری سد راه فعاليت های اجتماعی يا خصوصی و شخصی او می دانند. در حالیکه قدرت باروری زن لازمه ادامه حيات است و اثرات مثبت آن متوجه کل جامعه می شود و در نتيجه، زن بايد که بابت اين توانایی امتيازی اجتماعی هم بگيرد نه اينکه بخاطر آن از يکسو مورد ترحم و دلسوزی قرار گيرد و، از سوی ديگر، راه فعاليت های اجتماعی اش بسته شود.
ـ کسانی که حتی زنان متخصص را ماهر نمی دانند و به طور کلی، دانش زنان را جدی نمی گيرند. ما بارها و بارها در ميهمانی ها و مجالس رسمی و غير رسمی شاهد بوده ايم که اگر مرد و زنی هر دو در امر خاصی تخصص داشته باشند اکثراً مردها و حتی برخی از زن ها به مرد مراجعه می کنند.
ـ آن هايي که وقتی مردی به همسر يا محبوبش احترام و عشق نشان دهد حيرت شان را با اصطلاحاتی مثل: «مگر اين زن چه دارد؟» مطرح می کنند که در اينجا اغلب منظورشان از اين دارايي زيبايي زن است؛ حال آنکه وقتی زنی به همسر يا معشوقش احترام و علاقه خاص نشان دهد پرسش « مگر اين مرد چه دارد؟» به ثروت های غير فيزيکی مرد برمی گردد. يعنی اينگونه کسان زيبايي را لازمه وجود زن می دانند در حالی که در مورد مرد دارايي و موقعيت های اداری و اجتماعی اوست که برازندگی به حساب می آيد.
ـ کسانی که ابراز عشق و علاقه به زنان و احترام به نگاه و نظر آن ها را عيب می دانند و کلماتی مثل «زن ذليل» و «توسری خور» و از اين قبيل را برای او استفاده می کنند
ـ يا زنانی که در هر امری جهت مردان را می گيرند و حق را در هر حالی به آن ها می دهند.
ـ زنانی که برای از بين بردن رابطه بين پسر و برادرشان با زنان مورد علاقه آن ها تلاش می کنند. فراوان اند در جامعه زنانی که اگرچه حتی ممکن است به ظاهر روشنفکر بنظر برسند اما گاه وسايلی فراهم می سازند تا برادر يا پسرشان را متوجه زنانی ديگر کنند. در حالی که مردان کمتر به نفع زنان با يکديگر همدست می شوند. به کلام ديگر، ما معمولاً نمی بينيم که برادری برای اين که از شوهر خواهرش خوشش نمی آيد خواهرش را متوجه مرد يا مردانی ديگر کند. چرا که در ذهن اکثر ما مرد مجاز به داشتن چند زن است (رسمی يا غير رسمی) اما زن چنين اجازه ای ندارد.
ـ همچنين کسانی که به زنان موفق اجتماعی حسادت می کنند و يا می خواهند آن ها را با کلماتی مثل «طرف که زن نيست» از جهان زنان بيرون کنند. و اين در حالی است که همان ها از بزرگ شدن و موفق بودن مردان خوشحال می شوند و از دوستی با آن ها به خود می بالند.
- کسانی که صرفا مرد را نان آور خانه می دانند و دیدشان به زندگی کاملا مادیست و انتظار تامین مالی از مرد و خدمات از زن را دارند برای مثال وقتی خانم فاطمه عالیا به عنوان نماینده زنان در مجلس ازدواج را وسیله ای برای حمایت مالی از زنان می پندارد وحشتناک است چرا که این نوع تفکر خود سرآغاز عقب افتادگی زنان ، وابستگی زنان به مرد و از همه بدتر دیدی است که اصلا ارزشی یرای عشق و احساس و آرامش و تکامل حاصل از ازدواج قائل نیست و بلکه در این نوع تفکر مرد تکیه گاه و تامین کننده و پشتوانه زن است و در قبال آن زن خدماتی را به شوهرش می دهد این نگاه مادی به زندگی هم توهین به زن و هم توهین به مرد است که متاسفانه این نوع نگرش در جامعه فعلی جزئی از تفکر زنان و مردان ما است. در این نوع نگاه مرد که توانایی مالی نسبتا خوبی داشته باشد از امتیازات ویژه ای برخوردار است برای مثال چند همسری چرا که حامیان این تفکر با توجیه اینکه توانایی مالیش رو دارد و عدالت را می تواند رعایت کند ( صرفا از نوع مادی )و کم و کاستی برای هیچکدام نمی گذارد و زن دیگری را هم به نان و نوا می رساند صورت مسئله را پاک می کنند ولی به واقع در این نوع تفکر ( با عرض پوزش) تنها یک دلیل اصلی می تواند زن بعدی را توجیه کند و آن هم برآورده ساختن هوا و هوسهای جنسی ( ونه نیازهای جنسی ) یک مرد است چرا که مابقی خدمات و نیازها برآورده می شده است. این چنین است که فلسفه چند همسری نه فقط معنای واقعی زندگی را زیر سوال می برد که جنس مونث را خوار و ذلیل و ارزشی انسانی نیز برای مرد قائل نمی باشد. این نوع نگرش نگاه جنسی به زن بخواهد داشت که متاسفانه اين نگاه جوری با زندگی مردم آمِيخته شده است که خود زنان هم با آن همراهی میکنند بیآنکه خود به آن آگاه باشند.
- و یا کسانی که بر این باورند که مرد از نظر جنسی خواهنده تر است، پس حق نظربازی و داشتن ارتباط بيشتر را دارد.
ـ کسانی که به زن رشوه می دهند مثل اینکه چون زنان از نظر روحی قویترند با وفاترند و با دادن این رشوه تخلف مردان را توجیه می کنند.
- کسانی که برای فرزند ذکور اولویت ویژه ای قائلند و آن را یک افتخار و نداشتن آن را نوعی شکست می دانند.
و لذا مادامی که این باورهای غیر انسانی در ذهن تک تک ما چه زن و چه مرد پاک نگردد فرهنگ چند همسری وجود خواهد داشت قطعا تا زمانی که به فرض ناباروری زن حتی در بین خود زنان یک ضعف بزرگ است ، به برادر و یا پسر خود این حق را می دهیم که زن دیگری بگیرد و تمام نمونه هایی که در بالا مطرح کردم وقتی خود زنان بنا به زیایی و دستپخت و ... به یکدیگر نمره می دهند انتظار می رود که وقتی زنی به هر دلیلی زیبایی خود را از دست بدهد و یا شادابی گذشته را نداشته باشد بیم آن داشته باشد که همسرش دنبال گزینه خوب با ارزش گذاریهای خود آنها باشد و یا اگر به هر دلیلی زن بیماری داشته باشد که از عهده وظایفی که خود نیز به آنها اعتقاد دارد بر نیاید بیم آن را داشته باشد که همسرش به ازدواج مجدد دست بزند. لذا از ذکر نمونه های بالا تعجب نکنید اگر فکر کنید می بینید که واقعا گام اول مبارزه با باورها و تفکرات غلطمان است چه زن و چه مرد و هر کسی می تواند در خلوت خودش به عمق تفکراتش فکر کند و از اصلاح خودش شروع کند درست است که این باورها حداقل به زن ها در طول نسلها غالب گشته ولی باید با آنها مبارزه کرد و هر کدام از ما می توانیم در این میان تاثیر زیادی داشته باشیم.
